زندگی به هر حال ادامه داشت! فکر کرد شاید خودش روزی زودتر از هومن از دنیا برود، شاید هم بتوانند سال های بیشتری از مردم عادی زندگی کنند، اما کیفیتی که احساسشان داشت را چه کسی می توانست داشته باشد؟ می خواست خوشحال باشد دیگر، می خواست عروس شود، بچه داشته باشند و خوشبخت شود. یا اصلا، هیچکدام، فقط دست هایشان که در هم گره می خوردند و بوسه ایی روی سر، عطری که در تنش بپیچد و لب های که فقط به نیت دوست داشتنش ببوسند، چه اهمیتی داشتند کل دنیا، کل ادمها ، فتواها و سپیدی و سیاهی ازدواجی که داشتند؟ آنچه روزگار بر سرش کوبیده بود، گرچه پتک بود، اما بنظرش جنسی شبیه نمک داشت، گاهی می سوزاند ولی درمان می کرد، زخم هایش را میشست و می گذاشت بعد از کشیدن رنجش، بتواند بایستد. اما آن روز همه چیز تمام شده بود.خوشبختی به آخرین درصدش رسیده بود.
محصولات مرتبط
قمصور
1,500,000 تومان
حوالی هیچستان
546,000 تومان
هم نفس
800,000 تومان
مستانه
1,000,000 تومان
نیمکت شب
800,000 تومان
قلبم برای تو
900,000 تومان
رویای با تو بودن
900,000 تومان
عبور از پاییز
700,000 تومان
چند سطر زندگی...
900,000 تومان
بهار در حسرت
1,500,000 تومانبرای مطالعه بخشی از کتاب فایل بالا را دانلود کنید
دیدگاه خود را بنویسید